هر کارخانه صادراتی و شرکت بازرگانی که به بازارهای انگلیسی زبان میفروشد، نسخهای از این درخواست را شنیده است: "ما به لوله ASTM، اندازههای استاندارد، گواهیهای آسیاب، بهترین قیمت نیاز داریم." به نظر خاص می رسد. این نیست. ASTM International چند صد استاندارد را منتشر میکند که به نوعی لوله و لوله فولادی را لمس میکند، و با تلقی "ASTM" به عنوان یک مشخصات واحد، رایجترین منبع اختلافات تدارکاتی است که شاهد اختلافات - هستیم که نه به عنوان استدلال، بلکه به صورت بازرسیهای ناموفق، محمولههای رد شده و طراحی مجدد ماهها پس از ارسال لوله نشان داده میشوند.
این مقاله با استفاده از سناریوهایی که در سراسر سفارشهای صادراتی تکرار میشوند، توضیح میدهد که چرا این اتفاق میافتد، و با چک لیستی برای تعیین یک سفارش بسته میشود تا نتوان آن را اشتباه خواند.
ASTM یک خانواده است، نه یک استاندارد
تعیینهای ASTM پس از اینکه بدانید چگونه آنها را بخوانید از یک الگوی ثابت پیروی میکنند، اما الگوی جزئیات تصمیمگیری{0}} زیادی را در پشت رشته کوتاهی از نویسهها پنهان میکند. بگیر "ASTM A500/A500M-۲۱ درجه C" - هر قسمت از آن رشته حاوی اطلاعات متفاوتی است، و رها کردن هر یک از آنها، آنچه را که واقعاً تولید و ارسال میشود تغییر میدهد.
حرف-ترکیب شماره (A500) خود استاندارد - را در این مورد، لوله ساختاری فولاد کربنی جوش داده شده و بدون درز سرد- در اشکال گرد، مربع و مستطیل نشان میدهد. پسوند "M"، در صورت وجود، نشان می دهد که نسخه متریک اجراهای استاندارد در کنار اینچ-نسخه پوند - هر دو معتبر هستند، اما یک PO که مشخص نمی کند کدام یک برای بررسی ابعاد استفاده می شود، می تواند در بازرسی ورودی ابهام ایجاد کند. خط تیره-سال (-21) تجدید نظری است که مطالب در مورد آن تأیید شده است. استانداردهای ASTM به صورت دورهای بازنگری میشوند، و الزامات ویژگیهای مکانیکی بین بازبینیها تغییر میکنند - نه اغلب، اما اغلب به اندازهای است که مشخصات پروژه برای یک سال خاص و یک کارخانه گواهی در برابر سالهای قدیمیتر، مبنای قانونی برای رد در دریافت بازرسی باشد. درجه (گرید C) ردیف خصوصیات مکانیکی واقعی را در استاندارد تعیین می کند، و به طور خاص برای A500، این جزئیاتی است که اغلب از سفارشات خرید حذف می شود.
درک این ساختار تفاوت بین سفارش یک ماده و سفارش مجموعه ای از مفروضات است.
اکنون که آناتومی یک نام مشخص شده است، ارزش این را دارد که ببینیم خریداران در عمل در کجا اشتباه میکنند - نه بهعنوان حالتهای شکست انتزاعی، بلکه بهعنوان چیزهایی که در سفارشهای واقعی اتفاق میافتند.
مورد اول: درجه ای که در PO نبود
یک الگوی تکرارشونده در سفارشات لوله ساختاری: یک سفارش خرید "لوله مربعی ASTM A500، 150x150x6mm" را بدون درجه درج شده مشخص می کند. آسیاب، بدون دستورالعمل دیگر، به هر درجه ای تولید می کند که دوره تولید فعلی آن برای - معمولاً درجه B تنظیم شده باشد، زیرا پرفروش ترین ردیف است. با این حال، مهندس سازه خریدار، محاسبات طراحی ستون را بر اساس قدرت تسلیم بالاتر درجه C (50000 psi در مقابل 46000 psi درجه B) انجام داده است، زیرا این همان چیزی است که یک تامین کننده قبلی همیشه ارسال کرده است.
عدم تطابق تا زمانی که گزارش آزمایش آسیاب با محموله - دریافت نمیشود، تا زمانی که در برخی از نسخههای این داستان، مواد قبلاً به صورت ستونهایی در محل ساخته شده است، و سازنده اکنون به ضخامت دیواری نگاه میکند که با حالت باری که مهندس واقعاً برای آن طراحی کرده است، مطابقت ندارد. تعمیر در آن مرحله گران است: یا یک تجزیه و تحلیل مجدد مهندسی برای تأیید درجه B در ضخامت دیوار ساخته شده (گاهی اوقات وجود دارد، گاهی اوقات نه)، یا مواد جایگزین کافی است. هزینه هر دو گزینه بیشتر از پنج کلمه اضافی است که برای نوشتن "Grade C" روی PO اصلی لازم است.
مورد دوم: درخواست از استاندارد برای فرآیندی که پوشش نمی دهد
الگوی دوم در سفارشهای{0}}قطر بزرگتر نشان داده میشود. خریداری که منبع لوله 24{4}}اینچی برای پروژه انتقال آب است، «ASTM A53، LSAW» را مشخص میکند - ترکیبی از استانداردی که میداند (A53 یک نام رایج و آشناست) با فرآیند تولید (LSAW، جوشکاری زیردریایی طولی) که A53 آن را بهعنوان یک فرآیند تحت پوشش نمیشناسد.ASTM A53بدون درز و دو نوع جوش خاص - نوع E (جوشکاری با مقاومت الکتریکی) و نوع F (جوش شده در کوره در کوره) - و محدوده اندازه آن بسیار پایین تر از جایی است که تولید LSAW معمولاً انتخاب اقتصادی است. کارخانه ای که در مقابل این PO استناد می کند به معنای واقعی کلمه نمی تواند لوله LSAW را به عنوان A53 تأیید کند، زیرا استاندارد هیچ پیش بینی ای برای آن ندارد.
چیزی که خریدار واقعاً در این سناریو میخواهد، معمولاً-لوله با قطر بزرگ با خواص شیمیایی و مکانیکی معادل A53- است که توسط فرآیندی متناسب با آن قطر - تولید میشود که به API 5L اشاره میکند (استانداردی که در واقع برای لولههای انتقال قطر بزرگ نوشته شده است) یا برای نیازهای ساختاری با قطر 10}M{6} A672 یا A691. نیاز اساسی واقعی بود. استانداردی که برای توصیف آن نامگذاری شده است به سادگی در فرآیند مورد نیاز برای برآورده شدن آن اعمال نمی شود. این نوع عدم تطابق زودهنگام توسط یک کارخانه حواسآمیز و دیر هنگام - گاهی اوقات فقط در{12}}بازرسی شخص ثالث - توسط کسی که فقط به صورت نوشته شده به PO نقل قول میکند، تشخیص داده میشود.
مورد سوم: سال تجدید نظر که هیچ کس بررسی نشد
سومین الگوی تکرارشونده ساکتتر و سختتر به دست میآید: مشخصات مهندسی یک پروژه استانداردی را با یک سال بازنگری خاص فراخوانی میکند، اغلب به این دلیل که این نسخهای است که در کد ساختمان به آن اشاره شده است که پروژه تحت آن قرار میگیرد. یک کارخانه به یک تجدید نظر جدیدتر گواهی می دهد و استدلال می کند که - بی دلیل نیست - که جدیدتر بهتر است. در بیشتر موارد، تفاوتهای بین ویرایشهای مجاور جزئی هستند (روش آزمایش، تغییر ویرایشی) و مشکلی ایجاد نمیکنند. اما الزامات خصوصیات مکانیکی بین تجدید نظر در بیش از یک استاندارد ساختاری ASTM طی سالها تغییر کرده است، و بازرس شخص ثالث اسناد را در سال خاصی که در مشخصات پروژه ذکر شده است بررسی میکند، حتی اگر خواص واقعی مواد برابر یا بهتر باشد. این یک نقص مستندات است، نه یک نقص مواد، اما ارسال ها را متوقف می کند و پروژه ها را دقیقاً به همان روشی که یک نقص واقعی مواد انجام می دهد، به تاخیر می اندازد.
تطبیق استاندارد با شغل
راه حل عملی برای هر سه الگو یکسان است: به جای جلو بردن از یک نام استاندارد آشنا به هر برنامه ای که برای پوشش دادن آن کشیده می شود، از یک برنامه کاربردی به استاندارد دیگر کار کنید.
برای خدمات فشاری و مکانیکی، ASTM A53 لولههای مشکی و گالوانیزه همه منظوره را تا قطرهای متوسط پوشش میدهد، در حالی که A106 تنها استانداردی است که برای سرویس دمای بالاتر مشخص شده است. نه استاندارد خط لوله در خط لوله-حساب صنعت - برای انتقال نفت و گاز، API 5L با سطوح کیفی PSL1/PSL2 خود، مشخصات حاکم است.
برای کاربردهای ساختاری، A500 HSS سرد-جوش داده شده و بدون درز را در اشکال گرد، مربع و مستطیل میپوشاند، در حالی که A501 معادل گرم- را پوشش میدهد، تمایزی که اهمیت دارد زیرا این دو فرآیند ویژگیهای تنش پسماند متفاوت و در برخی موارد درجهبندی متفاوت ایجاد میکنند. A1085 برای خریدارانی که به طور خاص خواهان کاهش عدم قطعیت طراحی آن هستند، جایگزینی جدیدتر و سختتر-برای A500 است.
برای شمع بندی، A252 استانداردی است که به طور خاص برای شمع های لوله نوشته شده است، با قراردادهای درجه بندی و ضخامت دیواره خود متمایز از لوله های ساختاری عمومی. برای اتصالات و فلنج هایی که به هر یک از موارد فوق متصل می شوند، A234 و استانداردهای اتصالات مربوطه باید از نظر سازگاری با درجه لوله پایه بررسی شوند، زیرا عدم تطابق در اینجا نقطه ضعفی را در هر اتصال سیستم ایجاد می کند.
ASTM، EN، GB/T، و افسانه معادل مستقیم
خریداران بینالمللی که از کارخانههای چینی منبع میگیرند، اغلب «معادل GB/T» استاندارد ASTM را درخواست میکنند، یا برعکس، انتظار دارند -به- یک جایگزین شود. این سیستم ها به طور مستقل، با محدودیت های شیمی مختلف، روش های مختلف تست مکانیکی، و در بسیاری از موارد فلسفه های طراحی متفاوت در پشت سیستم های درجه خود توسعه داده شدند. یک لوله GB/T 3091 و یک لوله ASTM A53 میتوانند واقعاً در یک برنامه خاص قابل مقایسه باشند، اما «معادل» باید به معنای «تأیید شده قابل مقایسه برای این کاربرد خاص» باشد، نه «یک سند با نامی دیگر».
تلقی متقابل-تعویض استاندارد بهعنوان خودکار به این صورت است که چگونه یک گزارش آزمایش کارخانه با استانداردی که واقعاً در اسناد مهندسی پروژه نوشته شده است مطابقت ندارد - یک مشکل کاغذبازی که میتواند پذیرش محموله را مسدود کند، حتی زمانی که خود فولاد عملکرد خوبی داشته باشد.
یک چک لیست سفارشی عملی
قبل از انتشار سفارش خرید، پنج چیز باید صریح باشد و نه فرض: عدد استاندارد دقیق شامل هر پسوند متریک. سال تجدید نظر، اگر کد حاکم پروژه یک سال را مشخص کرده باشد. نمره، به جای رها کردن به حالت پیش فرض، املای آن. فرآیند تولید، در صورتی که استاندارد بیش از یک مورد را پوشش دهد (جوش داده شده در مقابل بدون درز، نوع E در مقابل نوع S). و محدوده اندازه در برابر پوشش واقعی استاندارد، قبل از این که فرض کنیم یک استاندارد آشنا به قطر یا ضخامت دیواری که پوشش نمی دهد، بررسی شود. مشخص کردن هیچ کدام از اینها دشوار نیست. فقط زمانی گران است که کنار گذاشته شود.

نمودار بالا دقیقاً آنچه را که هر بخش از یک نامگذاری مانند "ASTM A500/A500M-۲۱ درجه C" کنترل میکند، نشان میدهد - باید در حین حرکت به مطالعات موردی در نظر داشته باشیم، زیرا هر یک از آنها به یکی از این چهار قسمت بازمیگردند که نامشخص مانده است.
اکنون، هنگامی که خانواده استاندارد مناسب برای یک برنامه کاربردی شناسایی شد، دومین نقطه شکست تکرار شونده، در وهله اول، برنامه اشتباه را به استاندارد اشتباه هدایت می کند - که نقشه تصمیم زیر برای آن است.

این چهار خانواده کاربردی را پوشش میدهد که اکثر سفارشهای لوله فولادی در آنها قرار میگیرند، و یادداشت در پایین جایی است که مورد دوم در بالا در واقع - یک نیاز قطر بزرگ-از طریق استانداردی که هرگز برای پوشش آن ساخته نشده بود، رخ داد.
الگوی زیر هر سه مورد یکسان است: تعیینهای ASTM دقیق به نظر میرسند زیرا در یک رشته{0}}فنی فشرده و فشرده نوشته شدهاند، اما این فشردگی دقیقاً همان چیزی است که رها کردن یک میدان بدون توجه را آسان میکند. یک درجه، یک سال تجدیدنظر یا واجد شرایط فرآیندی که از سفارش خرید خارج میشود، پیام خطایی ایجاد نمیکند - در مقابل یک دستورالعمل ناقص، محمولهای را تولید میکند که از نظر فنی درست است، و این شکاف تنها زمانی نمایان میشود که فردی پاییندست اسناد را با آنچه واقعاً نیاز دارد بررسی کند. مشخص کردن کامل در مرحله PO هیچ هزینه ای ندارد. تشخیص عدم تطابق پس از ساخت یا در{5}}بازرسی شخص ثالث، هزینه طراحی مجدد، ارسال رد شده یا پروژه با تأخیر را دارد - که دلیل واقعی این است که بار اول به درستی انجام شود.